موضوع انشا
تابستان خود را چگونه گذراندید ؟
متن انشا : یک تیر ماه شروع تابستون بود که ما داشتیم درس میخوندیم واسه پایان ترم.
تا وسطای تیر که امتحان میدادیم.
بیست و دو تیر هم روز جوان بود هم تولد علی اکبر هم تولد من؛ خب طبق معمول هرساله خیلیا نفهمیدن و خودم واسه خودم تولد گرفتم و تنهایی رفتم یه چیزی خوردم.
البته باید همینجا تشکر کنم از دوستای گلم که همیشه به یادم هستن ( یک استکان شعر (کامران عزیز) که تبریک گفت و واسم کادو گرفت ( که خودش میدونه چی گرفت ) ( خانوم پرستاری که همیشه به من لطف داره و یه همکلاسی که احترام ویژه ای بهش میذارم
) )از همون وقتا تا همین وقتا شب تا صبح اینترنت ، صبح تا شب خواب. یه سر رفتم شاهرود با سجاد و برگشتیم که هم خوش گذشت هم سخت گذشت. نا گفته نماند چندتا عروسی رفتم و خیلی از دوستای قدیمیم رو این تابستون دیدم. شاید باز هم اینجا رو آپدیت کنم .
این بود انشای من !
به یک استکان حرف بپیوندید
چه ضد حال!!!
چقدر شبیه منی پسر
تو تاج سری .
خب...


پس خیلیم بهت بد نگذشته...
شاید دوباره آپدیت کردی دیدیم یه سفر دور دنیا هم رفتی!!!
کسی چه می دونه!!
salam webe ghashangi dari be manam sar bezan
سلام دوست عزیز
به نظر میاد آدم سر زنده و شادی باشی. از پست هایی که تو وبلاگت گذاشته بودی حدس زدم.
خوشحال میشم که با همین انرژی و نشاط یه سری هم به وبلاگ من بزنی و تو بحث ما شرکت کنی.
و اینکه اگه اجازه بدی وبلاگتو لینک کنم و تو هم وبلاگ منو لینک کنی.
ما منتظر نظر هات هستیم.
و اینکه نظر های دوستانو به عنوان یه پست جدید در اولین فرست در وبلاگ قرار میدم تا بقیه دوستان راحت تر نظراتو بخونن.
مطالبی که توی وبلاگ قرار میدیم از نظر های دوستانمون گرفته میشه.
منتظریم.
خخخ