X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 17 مهر‌ماه سال 1390

روز های اول سال جدید

چند وقته اومدم دانشگاه انگاری تموم غصه های دنیا ریخته رو سرم. نمیدونم چمه ! اصن حالم جالب نیس !

نمیدونم آخه چرا اینجوری شدم ؟!!! مگه چی دیدم؟ چی شده ؟ چیکار کردم ؟ البته خب شاید بدونم. همون روز اول که رسیدم یکیو دیدم که همه خاطرات دو ترم گذشته یادم اومد ! همه دلتنگیا رو دلم سنگینی کرد. اون که نمی فهمید با بغض باهاش حرف میزدم . هنوزم مثل قبل خوشگل و باوقار.

هنوزم همون قدر دوسش دارم.

خدایا یه کار کن اینو نخونه. میدونم ناراحت میشه.

بد دلم گرفته! ای خدا! باید گریه کنم سبک بشم!

چه بد دل گیرم امشب / باز در دلم غوغاییست / خدایا ، آرامم کن ، آتش است در دلم / وای خدایا / ببار بر من / ببار

نظرات (1)
چی بگم والا .....

دوشنبه 16 آبان‌ماه سال 1390 ساعت 09:58 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد